پربیننده ها

آخرین اخبار

24. آبان 1398 - 21:17   |   کد مطلب: 298014
ما هنوز به این جمع بندی نرسیده ایم که آیا فرد معتاد بیمار است یا مجرم؟پاسخ به این سئوال استراتژی و برنامه های متفاوتی را به دنبال خواهد داشت.

به گزارش هزار ماسوله، امروزه سوء مصرف مواد مخدر یکی از مشکلات چالش بر انگیز در زمینه بهداشتی و اجتماعی به شمار می آید.تحقیقات متعدد نشان داده اند که مصرف زود رس هر گونه مواد می تواند برای مصرفهای بعدی و ظهور رفتارهای ضد اجتماع در آینده نوعی عامل خطر به حساب آید.با یک مقایسه ساده خیلی راحت می توان متوجه این قضیه شد که متأسفانه در شهرستان ما نیز هم تنوع مصرف مواد، و هم شیوع این پدیده نسبت به گذشته بیشتر شده؛

 

متأسفانه سیاستهای مبارزه با مصرف مواد مخدر در جامعه ما باید گفت که شکست خورده و نا کارآمد بوده و با کالبد شکافی این موضوع و بررسی علل این شکست بهتر می توانیم به برنامه ای دقیق و سنجیده دست یابیم.

 

به عقیده بنده برای مبارزه با هر نوع آسیبی به تناسب  آن آسیب باید یک استراتژی مشخص اتخاذ کرد.و برای درک موقعیت و وضعیت هر آسیبی لزوم توجه به آمار دقیق یک ضرورت است که متأسفانه در موضوع اعتیاد در کشور، ما هنوز نتوانستیم که آمار دقیقی از تعداد معتادین در جامعه داشته باشیم(آمارها متفاوت می باشد.آمار وزارت بهداشت با آمار نیروی انتظامی و همچنین با آمار بهزیستی هیچکدام باهم مطابقت ندارند)

 

مسئله دوم این است که ما هنوز به این جمع بندی نرسیده ایم که آیا فرد معتاد بیمار است یا مجرم؟پاسخ به این سئوال استراتژی و برنامه های متفاوتی را به دنبال خواهد داشت.

 

با نگاه به کشورهایی که در زمینه مبارزه با این معضل اجتماعی موفق بوده اند متوجه این موضوع خواهیم شد که این کشورها علی رغم  برخورد قهری و شدید با تولید کننده و توزیع کنندگان مواد مخدر به مصرف کننده به عنوان یک بیمار نگاه می کنند و این را خوب می دانند که درصد خاصی از افراد جامعه نا گزیر به مصرف مواد گرایش پیدا خواهند کرد واگر ما رویکرد مجرمانه در پیش بگیریم در واقع فرد معتاد را رو در روی اجتماع قرار خواهیم داد و این باعث دو اتفاق خواهد افتاد.اول اینکه فرد معتاد از طرف اجتماع طرد خواهد شد ودر بعد درمان و باز توانی معتادین دچار مشکل خواهیم شد. دوم اینکه اعتیاد به شکل یک موضوع زیر زمینی تبدیل شده و فرد معتاد به خاطر طرد شدن از طرف اجتماع مشکلش را از دیگران پنهان کرده ودست به آنکار  آن  می زند.پس کشورهای که رویکرد بیمار را در برخورد با فرد معتاد درپیش گرفتن هم آمار دقیق از معتادین دارند وهم در بحث باز توانی موفق تر هستند.

 

اگر رویکرد ما از حالت مجرم گونه به بیمار گونه تغییر پیدا کند باید همانطور که برای مبارزه با هر بیماری سه عامل و فاکتور مهم یعنی عامل بیماری زا،عامل محیط بیمار ساز وانسان بیمار پذیر در نظر گرفته می شود.در مورد اعتیاد نیز این موضوع صدق خواهد کرد ولی تفاوتی که وجود دارد این است که در پیشگیری از شیوع سایر بیماریها معمولاً مقابله با یکی از این عوامل سه گانه می تواند ما را در پیشگیری موفق سازد و این در حالی است که در مواجه با اعتیاد به مواد مخدر هم زمان باید با هر سه عامل مقابله کردو حتی اگر ما موفق شویم که در دو عامل درست عمل کنیم ولی در یک عامل موفق نباشیم نمی توانیم به هدف مطلوب دست یابیم.همچنین مشکل دیگری که وجود دارد این است که اعتیاد درمان پذیر است ولی مصونیت نمی دهدومادامی که ماده مخدر یعنی عامل بیماری زا به آسانی در دسترس باشد مقابله با دو عامل دیگر ،یعنی توسعه امکانات درمانی و اقداماتی که فقط جلو گیری از امکان دسترسی به ماده مخدر بدون توسعه امکانات درمانی و تغییر وضعیت محیطی مارا موفق نخواهد کرد. زیرا مادامی که در کشور عده زیادی معتاد وجود دارد احتیاج، آنان راوادار خواهد کرد که در زیر قله قاف هم که شده ماده مخدر به دست آورند و تلاش ما در پیشگیری با شکست روبرو شود.

 

اقدام تنها در باره عامل سوم یعنی محیط بیمار ساز نیز از این روال خارج نیست.هر چه درباره عوارض خطرات مواد مخدر و بد بختی های ناشی از اعتیاد کوشش به عمل آید، وقتی با توسعه امکانات درمانی و جلوگیری از دسترسی به مواد مخدر نباشد اثری نخواهد کرد.

 

بنابراین پیشگیری از اعتیاد با توجه به اصول کلی پیشگیری در همه مسائل بهداشت عمومی باید متکی بر سه اصل زیر به طور توام باشد.
۱.دسترسی نداشتن افراد به مواد مخدر یا دست کم صعب الوصول بودن آن
۲.توسعه امکانات درمانی برای معتادین
۳.آموزش عمومی و بهسازی محیط زندگی

 

بسیاری از محققین به بر نامه پیشگیرانه در برخورد با مساله اعتیاد تاکید و توجه دارند که در این برنامه های پیشگیرانه اصول زیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

 

۱.در برنامه پیشگیری ،به شناسایی و افزایش عوامل محافظ، از جمله عوامل تاب آوری و شناسایی و کاهش عوامل خطر زا،مثل کاهش آسیب پذیری باید توجه شود. در خصوص تاب آوری در مقابل مواد،برمبنای این اعتقاد بنا شده است که عده ای در معرض خطر یا عوامل خطر آفرینی قرار می گیرند،که متاثر از آن عوامل نشده و اختلالی را تجربه نمی کنند.

 

شاید بتوان گفت مواجه با عوامل خطر زا شرایط لازم برای آسیب پذیری به شمار می آید اما شرط کافی آن نیست.

 

بر خی از عوامل تاب  آوری که تأثیرات  عوامل خطر آفرین را به حداقل کاهش می دهند عبارتند از؛داشتن تصویر مثبت از خود، برخورداری از عزت نفس عالی،داشتن توانایی کنترل زندگی،احساس مسئولیت، احساس تعلق به اجتماع،وجود ارزشهای اخلاقی و معنوی در محیط زندگی فرد.

 

۲.برنامه های پیشگیرانه باید مبتنی بر آموزش مهارتهای زندگی باشد که می توان به مهم ترین آنها به ترتیب ذیل اشاره کرد.
الف.مهارت تصمیم گیری و حل مسئله‌
ب.آموزش مهارت  تفکر خلاق و تفکر نقادانه
ج.آموزش مهارت خود آگاهی وهمدلی با دیگران
د.آموزش مقابله با هیجانات و فشارهای روانی.

دیدگاه شما