آخرین اخبار

3. آبان 1398 - 21:51   |   کد مطلب: 297971
حفظ رابطه زناشویی رضایتمند،از نگهداری وحفظ تمام روابط دیگر دشوارتر است واین مهم زمانی اتفاق خواهد افتادکه زوجین دانش وتواناییهای خود را ارتقاء داده مسئولیت رفتار خودرابپذیرند.

به گزارش هزار ماسوله، واقعیت این است که بسیاری از افراد جامعه وقتی زندگی مشترک خود را شروع می کنند نمی دانند که ازدواج یعنی قدم گذاشتن در یک برنامه وفعالیت مشترک،فهم و باور این موضوع کمک می کند که زوجین تلاش کنند شیو های رضایتمندی زندگی مشترک را یاد گرفته و نسبت به مسائل مختلف انعطاف بیشتری از خود نشان دهند.

 

حفظ رابطه زناشویی رضایتمند،از نگهداری وحفظ تمام روابط دیگر دشوارتر است واین مهم زمانی اتفاق خواهد افتادکه زوجین دانش وتواناییهای خود را ارتقاء داده مسئولیت رفتار خودرابپذیرند.

 

یکی از بزرگترین موانع ایجاد یک رابطه خوب و سالم توام با رضایتمندی در زوجین این است که معمولا ما در موقع اختلافات هر کدام دیگری را مسبب وضعیت موجود می دانیم.یعنی معتقدیم که ریشه مشکل در طرف مقابل می باشد و تا ایشان خود را تغییر ندهد اوضاع بهتر نخواهد شد.

 

ویلیام گلسرکه یکی از روانپزشکان معاصر وموسس نظریه واقعیت درمانی می باشد  این موضوع را مطرح کرده و این گونه توضیح داده که هروقت زوجین ریشه اختلافات را در خود جستجو کردن نه در همسر خود این رابطه در مسیر رضایتمندی خواهد بود.ولی  اکثر کسانیکه احساس رضایتمندی بالایی ندارند ریشه مشکل را در شریک زندگی خود دانسته و سعی در تغییر وی دارند واین مشکلات را تجدید خواهد کرد!

 

گفتگوی ذیل نمونه ای از یک چنین طرز تفکری است که در جلسات مشاوره ما بارها از زبان مراجعین شنیده ایم.

 

  ((من تقصیری ندارم،همسرم عامل تمام این نا خشنودیهاست ومن وظیفه خود می دانم که برای تغییر و اصلاح رفتارهای او هر کاری بتوانم انجام دهم و......))ویا((همسرم فرد مناسب من نیست و اگر بخواهم به زندگی مشترک با او ادامه دهم ،باید تغییر کند تا زندگی زناشویی رضایتمندی داشته باشیم))  اکثر این افراد تمرکزشان روی تغییر رفتار همسرشان است تا خود و مسئولیت رفتارهای خود را نمی پذیرند واین اوضاع را بدتر خواهد کردو جالب اینکه برای انجام این ((وظیفه ))یعنی تغییر دیگری معمولاً از یک سری رفتارهای کلیشه ای استفاده می کنیم که این رفتارها عبارتند از انتقاد کردن،سر زنش و تحقیر،تهدید کردن و.... که اوضاع را خرابتر خواهد کرد.

 

به عقیده دکتر ویلیام گلسرهمه انسانها برای ارضای پنج نیاز اساسی که در ژنها ی ما ریشه دارد تلاش می کنند که این ۵ نیاز اساسی عبارتند از:

 

۱.نیاز به بقاء
برخی مشکلات زناشویی با مشکلات مادی و اقتصادی گره خورده اند البته نمی توان این را هم گفت که اگر اوضاع اقتصادی یک زوجی خوب باشد دیگر مشکلی ندارند مسائل اقتصادی شرط لازم رضایتمندی زناشویی است ولی کافی نیست.

 

۲.نیاز به عشق و احساس تعلق
یک ازدواج خوب بهترین وسیله تامین نیاز به عشق و احساس تعلق می باشد.واقعیت امر این است که زنان نسبت به مردان به خاطر ایفای نقش مادری ،احساس نیاز بیشتری به عشق واحساس تعلق دارند.غالباًاین بدان معناست که زنان محبت بیشتری نثار دیگران به خصوص همسر ان خود می کنند و انتظار دارند همسر ان نیز چنین رفتارهای را از خود بروز دهند غافل از اینکه مردان توجه و علاقه کمتری به این نوع رفتارها دارند واین خود باعث  ایجاد تنش بین خیلی از زوجها خواهد شد. بنابراین مردان باید یاد بگیرند که در طول زمان (شبانه روز) به ابراز عشق و علاقه نسبت به همسر خود اقدام نمایند.

 

۳.نیاز به قدرت
نیاز به قدرت منحصر به انسان است.حیوانات ممکن است طبق غریزه حیوانی خود برای حفظ قلمروشان و یا از بچه هایشان محافظت کنند اما هیچگاه مانند ما انسانها صرفاًبه خاطر قدرت نمی جنگند.
ما انسانها برای حفظ مسیر زندگیمان می جنگیم و دیگران را به علت مخالفت با خودمان تنبیه می کنیم هیچ رابطه انسانی به اندازه ازدواج محل جنگ و منازعه نیست.همه ما تمایل داریم از پول و موقعیت  اجتماعی بیشتری برخوردار باشیم،و معمولاً اگر مورد احترام واقع شویم نیاز به قدرت در ما ارضاء می شود.حداقل  احترامی که نیاز داریم این است که که فردی که برایش اهمیت قائلیم در خوش بینانه ترین حالت (همسرمان) به حرفهای ما گوش دهدو اگر این احترام را دریافت نکنیم برای به دست آوردن آن تلاش می کنیم.

 

۴.نیاز به آزادی
آزادی،گرایش به انجام کارهای مورد علاقه مان است،در زندگی مشترک این بدان معنا ست که از حوزه کنترل همسرمان خارج شویم.ماهیت ازدواج از دست دادن آزادیهای شخصی است،این یک قانون است  که افرادی که نیاز کمتری به آزادی دارند به نسبت افرادی که آزادی بیشتری را می طلبند زندگی رضایتمند بهتری دارند.اکثر عصبانیت‌های که در زندگی  مشترک نمایان می شودبدین علت است که یکی از زوجین غالباً(آقایان )احساس می کنند بیش از حد ازطرف همسر ان خود محدود شده اند.گفتگو کردن تنها راه حل مشکلات مربوط به نیاز آزادی است.واگر طرفین نپذیرند که هر یک به مقدار معینی آزادی نیاز دارند زندگیشان رنگ رضایت و خشنودی نخواهد دید.

 

۵.نیاز به تفریح
تفریح برای زوجین یک ضرورت محسوب می شود به خصوص در مقاطع خاصی از زندگی اگر زوجین به این موضوع بها و ارزش ندن سلامتی خانواده به خطر خواهد افتاد.پس برای حفظ طراوت و شادابی روابط ، انجام تفریحات و مسافرت برای زوجین یک ضرورت می باشد.

 

 

دیدگاه شما