آخرین اخبار

10. اسفند 1394 - 11:41   |   کد مطلب: 294008
گفتگوی ویژه با مهندس برهان عبدی فعال شهری/
از عملکرد شهرداران تا انتخابات مجلس و حاشیه های آن
با توجه به موضوع حساس انتخابات و حواشی و موضوعات اتفاق افتاده گفتگوی ویزه ای داشتیم با مهندس برهان عبدی فعال اجتماعی ، شهری که مطالعه ان خالی از لطف نیست .

به گزارش هزار ماسوله، با توجه به موضوع حساس انتخابات و حواشی و موضوعات اتفاق افتاده گفتگوی ویزه ای داشتیم با مهندس برهان عبدی فعال اجتماعی ، شهری که مطالعه ان خالی از لطف نیست .

سوال : آقای عبدی وضعیت کنونی توسعه در شهرستان پاوه و آینده آن را چگونه ارزیابی می کنید؟

در بسیاری از یاداشت ها و مصاحبه های بنده همواره به وضعیت عقب ماندگی شهرستان اشاره نموده ام.اما روند کنونی و وضعیت تحول در شهرستان پاوه با عامل هایی چون سد و مرز ، قطعا تحول چشمگیری را در صورت مدیریت صحیح بوجود خواهد آورد.

آنچه که از شهرستان پاوه بر جای مانده و آن را امروز می بینیم حاصل تقسیمات سال ۸۳ است که در آن دهستان منصور آقایی به شهرستان روانسر و دهستان کلاشی به شهرستان جوانرود الحاق گردیده است. وضعیت و روند حاکم بر محدوده جغرافیایی و به حاشیه رفتن شهرستان پاوه در معادلات مهم سیاسی و توسعه ای نشان می دهد ،نسلی از ما و شهروندان این شهر ، متاسفانه هیچ تلاشی به منظور جلوگیری از وضعیت و روند پیش آمده نکرده است. بازنشستگان امروز و دغدغه های همیشگی ناچیز همچون حق عایله مندی و … ، بزرگترین ضربه را بر پیگر شهری شهرستان پاوه زده است.

مراکز روستایی هم از این قاعده مستثنی نیست.یکی از ملاک های لازم در استقرار شهرهای کوچک قدرت تولیدات کشاورزی و دامداری حوزه نفوذ است. اتفاقی که در روستاهای حوزه نفوذ شهر پاوه هم افتاده ، نشان می دهد که این مهم در طول زمان به دلیل عدم حمایت نهادهای دولتی کمرنگ شده است. ساده و شفاف به عنوان یک مثال ، لبنیات گلال و خانقاه و دوریسان را خود پاوه تامین می کند و این از نظر توسعه منطقه ای و ناحیه ای چیزی جز به خطر افتادن وضعیت توسعه و سربار شدن سایر نقاط روستایی به ضرر جامعه شهری نیست.

سوال : خوب دلیل این سربار شدن چیست ؟

انگیزه ای برای روستاییان و حوزه نفوذ وجود ندارد. تقویت بنیه مالی از طریق توسعه دامداری و صنایع جانبی و یا کشاورزی و حتی توجه به صنایع دستی و صنایع کوچک نیازمند یک برنامه مدون و از پیش تعیین شده است. روستاهایی در سطح شهرستان وجود دارند که کوچکترین عاملی می تواند حتی سطح منطقه را دچار تحول و دگرگونی کند. به عنوان مثال روستایی مثل داریان با توجه به قابلیت ها و توانهای محیطی کم نظیر از نظر آب های سطحی ، باغات مهم و … می توانند نقش بسیار نقش مهمی را در حوزه جذب گردشگر ایفا کنند. کاری که ما کردیم تنها وابسته شدن هر روزه این روستاها به مرکز شهرستان است.

حتی سیاست های ما موجب بی انگیزگی و عدم ماندگاری ساکنان این روستاها و مهاجرت به شهر مرکز شهرستان بوده است. در نتیجه بازتاب های چنین رخدادی ، گران شدن زمین و تنگناهای ساختاری بوجود آمده در شهر بوده است.

نظر شما راجع به رفتن آقای خسروی و آمدن شهردار جدید و عملکرد این دو چیست؟

بنده چند سال پیش در قالب یادداشتی ” به بهانه انتخاب شهردار پاوه ” چالش های پیش روی آقای خسروی را برشمردم. آقای خسروی مدیری انسانی بود و نه یک مدیر شهری. باید تفاوت این دو را به خوبی درک کرد.عملکردها را نمی توان بر اساس حدس و گمان و یا متعصبانه داوری کرد. عمده چالش های پیش روی آقای خسروی در بخش بدهی ها و پروژه های نیمه کاره بود. آنچه که از آمارهای آمده در رسانه ها می توان قلمداد کرد این است که بدهی ها نه تنها کاهش بلکه افزایش چشم گیری در طول مدیریت ایشان داشته است. در حوزه پروژه های نیمه کاره هم چیزی که موجود است اینکه هنوز پروژه ای به سرانجام نرسیده است. شهرک کارگاهی ، بازارچه مرزی و دکه های فلزی مواردی بر این مدعا است.

آقای خسروی فردی سیاسی بود و این را به راحتی می توان از نوع عملکرد ایشان تشخیص داد. تقریبا چند ماه قبل از استعفای ایشان در محل کارشان خواستار عدم کناره گیری شان شدم .چون رفتن ایشان را به صلاح نمی دانستم چون برای آمدنشان این شهر هزینه گزافی پرداخته بود. حتی چند ماه قبل از استعفایشان در جلسه ای ، با حضور همکاران دفتری که الان در آن مشغول کار هستم ، اعلام کردم تا شش ماه آینده قطعا آقای خسروی می رود و ۳ ماه نشده ایشان رفت. چالش های مدیریت شهری آقای خسروی و اشتباه تاکتیکی ایشان را می توان به حساب ، انتخاب پستی گذاشت که همواره هوادارانش را به زمین زده است و این از نظر یک فرد آگاه به مسایل شهری ، پوشیده نیست. اما خوب هوش سیاسی ایشان باعث شد قبل از رخداد پدیده های بعدی ، شهرداری را با تمام مسایل و مشکلاتش به آقای میری واگذار نماید.

منظور صریح سوال بنده مقایسه عملکرد این دو است ؟

ببینید بر اساس چیزی که بنده از شهرسازی و شهر آموخته ام ، شهردار شدن ، شخص خاص خود را می طلبد. کسی که اصول درآمد زایی شهری را از نظر علمی و درست و پایدار آموخته باشد. در زمینه عمران شهری آگاه به مسایل باشد و حداقل در یکی از موارد ، کارشناس شهری باشد. این اشخاص منظورم شهردار فعلی و پیشین ، افرادی شایسته در حوزه های تخصصی خود بوده و خواهند بود.اما عملکرد آنها در حوزه درآمدهای پایدار ، توسعه زیر ساخت ها و سایر موارد شهرداری ، به نظر بنده ضعیف ارزیابی شده به گونه ای که مسیله ای قابل تاملی وجود ندارد که غیر آن را به افکار عمومی ثابت کند.

شهرداران موفق معمولا صاحب آرا و نظرات دگرگون کننده در حداقل بخشی از حوزه های مدیریت شهری می باشند و الا یک شهردار شدن عادی ، توسط هر کدام از پرسنل شهرداری قابل انجام است.

عملکرد فعلی شهرداری و نارضایتی عمومی در طول این چند ماه قطعا در طی ماه های آینده نمود بیشتری خواهد یافت. قبول دارم که ساخت و ساز در کل کشور با رکود همراه بوده ، اما این وضعیت در داخل شهر پاوه کاملا معنی دار است.

مثالی عرض کنم. یکی از بخش نامه های ابلاغ شده به شهرداری پاوه در حوزه کاربری بسیار قابل تامل است.بر اساس بخشنامه جدید مالکینی که قصد آوردن زمین هایشان به محدوده شهری را دارند باید ۸۰ درصد از زمین مورد نظر را به شهرداری واگذار نمایند. یعنی تنها ۲۰ درصد در اختیار مالک قرار می گیرد.

۸۰ درصد شهرستان پاوه در موقعیت کوهستانی قرار دارد. زمین اینجا به شدت کم است و آیا بخشنامه های استانی در حوزه زمین و تغییر کاربری می تواند جوابگو باشد؟ آیا شهردار و کارشناسان شهرداری نبایستی پیگیر این مطالبه به صورت جدی باشند؟

ما با سیاست هایمان ، ساخت و ساز شهر پاوه را کاملا در بن بست قرار داده و این روند را به بخش های حاشیه ای سوق داده ایم. نتیجه چنین روندی ، ضعیف شدن هر چه بیشتر نهادی به نام شهرداری است. نهادی که پایه اصلی توسعه شهر و باتبع حوزه نفوذ با توجه به اهمیت مرکزیت شهرستان خواهد بود. توسعه مناسب و متعادل شهر پاوه ،تراوش توسعه به کل منطقه را امکان پذیر می سازد.

بنده نظری راجع به مقایسه عملکرد این دوشهردار محترم ندارم اما سیاست های این دو شهردار در حوزه فنی ، عملا بدنه کارشناسی شهرداری را ضعیف و وابستگی کامل را به راس یعنی شهردار و دیگر نهادهای شهری و حتی استان فراهم نموده است. آنچه که از وضعیت کنونی شهرداری مشاهده می شود نهادی ضعیف است که حتی بر اساس شنیده های بنده ، سال آینده احتمال کاهش حقوق کارمند شرکتی آن هم وجود دارد. انتظار توسعه زیرساختی از نهادی که حتی در پرداخت دستمزدهای کارگران شرکتی ، تورم را می خواهد نادیده بگیرد انتظاری بلند پروازانه است.

به نظر می رسد روند فعلی شهرداری پاوه و حتی نوع برخورد با ارباب رجوع در این نهاد در آینده ، گریبان اعضای شورای شهر را هم خواهد گرفت و در دوره های آتی در صورت حضور ،حذف آنان را رقم خواهد زد.عدم در نظر گرفتن مطالبات حامیان دیروز ، عدم پیگیری شعارهای انتخاباتی و به فراموشی سپردن کمیته های مختلف عمرانی ، فرهنگی و شهری و … در این جریان بی تاثیر نخواهد بود.البته نباید دخالت برخی اشخاص و چهره ها را در پروسه انتخاب شهردار نادیده بگیریم. دخالتی که باعث شتابزدگی در انتخاب شهردار دو دوره اخیر بوده است.

راجع به توسعه زیر ساخت ها بحث کردید. نظرتان راجع به وضعیت ترافیک و مخصوصا احداث خیابان میدان مولوی به سراب هولی چیست؟

تقریبا اکثر موافقان این طرح تنها دلیلشان معطل ماندن مردم در ترافیک و نوعی حس خستگی ناشی از آن است. به قول یکی از دوستان مگر این هایی که در ترافیک منتظرند اگر به خانه هایشان برگردند اختراع خاصی انجام خواهند داد که ما ده ها درخت را به خاطرشان قطع کنیم.از این مزاح عامه پسند اگر خارج شویم ، این مسیر و محدوده می تواند یک مسیر پیاده جذاب با قرار گرفتن باغات زیبای حاشیه و با دادن مجوزهای گردشگری باشد. از بین بردن باغات شهرو از دست دادن درختانی که در عصر حاضر ماندنشان بسیار سود آورتر از برخی از اشخاص و انسان هاست به نظر من کار منطقی و پسندیده نیست.

با یک برنامه درست و حساب شده می توان این محدوده را از نظر جاذبه گردشگری به یک منطقه ویژه و زیبا تبدیل کرد. آسفالت کردن و بریدن درختان و کشیدن یک خیابان و در نهایت یک سوداگری کوتاه مدت نمی تواند پاسخگوی نیازهای مهم و زیرساختی یک شهر به اصطلاح توریستی باشد.

در مورد ساخت و ساز و حوزه ای که هم اکنون در آن مشغول فعالیت هستید و همان سایت یانه پاوه اگر نظر خاصی دارید اظهار فرمایید. قیمت زمین و مسکن در سال پیش رو چگونه خواهد بود؟

آن چیزی که آینده مسکن و زمین را در ایران رقم می زند عوامل متعددی است که ذکر همه آن ها در این مصاحبه نمی گنجد اما به برخی موارد اشاره ای کوتاه خواهیم کرد.

اولین مساله کاهش درآمدهای کشوری است. به عنوان مثال درآمد سال ۹۱ کشور ، در حوزه نفت ، ۱۲۰ میلیارد دلار بوده است. این درآمد امسال یک پنجم ، یعنی چیزی معادل ۲۰ میلیارد دلار بوده است. ایران یک کشور نفتی جهان سومی است. همه کاره بخش ها و شاید بتوان گفت تا حد ۹۰ درصد ، کننده کار دولت است. دولت درآمدش یک پنجم شده و باتبع مردم و بخش خصوصی هم از کاهش درآمد آسیب می بیند.

دومین مسیله کاهش قدرت خرید مردم است. وام های موجود به هیچ وجه پوشش دهنده قیمت مسکن در سطح شهرها نیست و بانک ها هم تمایلی به دادن وام های کم بهره دراز مدت ندارند.

سومین مسیله تغییر نگاه مردم به پدیده زمین و مسکن است. یعنی آن نگاه سرمایه ای که مردم در دهه ۹۰ و تا سال ۹۲ نسبت به حوزه مسکن داشتند به کلی دگرگون شده است.

بازارهای رقیب و مخصوصا سود بانکی و کمی هم بازار بورس ، جذابیت بیشتری نسبت به حوزه مسکن در طول این دو سال داشته اند.سرمایه گذاری ، که به راحتی سود بانکی قابل توجه و تضمین شده دریافت می کند ، حاضر به سرمایه گذاری در هیچ بخشی نخواهد بود.

و مورد مهم دیگر وجود بیش از ۱ میلیون و چهارصد هزار مسکن خالی در کشور است که این رقم در تهران چیزی معادل ۴۰۰ هزار واحد است. ۲۰ میلیارد دلار در بخش مسکن حبس شده است و هیچ نیروی محرکه ای هم از طرف تقاضا وجود ندارد و سیاست های دولت در طول این دوسال ، زیاد با بخش مسکن همراه نبوده است.

اما از یاد نبریم ، دولت روحانی یکی از عملکردهای مهمش ، نهادینه کردن عقلانیت در بسیاری بخش ها بود. بازار در حال تصفیه بسیاری عوامل است. عامیانه تر اینکه ، دامداری که زمانی در میدان مولوی روزی هزار ربع سکه معامله می کرد الان دوباره به همان دامداری اش برگشته و سازنده ای که از اصول ساخت و ساز بی اطلاع بود اکنون دیگر جایی در این بازار ندارد. همه بازارها به مرور به دست حرفه ای ها در هر زمینه ای واگذار خواهند شد.

از نگاه کلان که بگذریم ، در حوزه ساخت و ساز پاوه ، چیزی معادل ۳۵۰ میلیارد تومان در پروژه های نیمه کاره ای ، منجمله شهرک کارگاهی ، ۲۰۰ واحد بازارچه مرزی و ۱۱۰غرفه دکه فلزی حبس شده است. سرمایه ای که قرار است تزریق شود و این پول های حبس شده را آزاد کند از کجا تامین خواهد شد؟ اکثر این غرفه ها و قطغات دست دلالان، به امید افزایش قیمت دست به دست می شود.

بر اساس جمیع شرایط و مستندات و نگاه به سیاست های دولت ، به نظر می رسد از اواسط سال آینده شاهد فاز پیش رونق و نه افزایش قیمت مسکن خواهیم بود.

اما یکی از عواملی که در سطح ملی قطعا تاثیر گذار خواهد بود سیستم کلان اقتصادی کشور است که به نظر می رسد در بلند مدت ، نهایتا اکثر سرمایه ها به سمت مسکن سرازیر خواهند شد. اقتصاد پویا پدیده ای است که نیاز به برنامه ریزی آگاهانه و سیاست گذاری های بنیادین و جراحی های مهم دارد.

از عوامل اثر گذاری که در سطح محلی و مخصوصا پاوه می توان استنباط کرد ، اینکه سیاست های جدید مدیریت شهری از جمله مجوز دادن به زمین های دارای سند مالکیت و کاهش ساخت و ساز در شهر ، در میان مدت می تواند قیمت ها را افزایش دهد. این پدیده در املاک دارای سند بیشتر محتمل خواهد بود.

از مقوله شهری کمی خارج شویم. به انتخابات بپردازیم و ارتباط آن با توسعه شهرستان و منطقه . نظر شما راجع به پیامدهای چنین انتخابی از دیدگاه توسعه چیست. به نظر می رسد شما در این انتخابات با هیچ یک از کاندیداها نبودید.

انتخبات تمام شد. وضعیت خاصی که این انتخابات در حوزه پاوه و اورامانات رقم زد را نمی توان انکار کرد. وضعیت خاص شهرستان پاوه هم در این مقطع مساله ای قابل اغماض نیست. آنچه که در طی این چند هفته پیش آمد با خود پیام ها و دستاوردهای مهمی داشت.

عدم مداخله بسیاری در این انتخابات هم مسئله ای آشکار است.

محدوده سکونتی ما و انتخاب آن از طریق احزاب و یا پروسه های دمکراتیک به صورتی که آنچه که در شهرهای بزرگ می بینیم ، نیست.

بنده معتقد بودم کاندیدهای اصلی حاضر در صحنه انتخابات در شهرستان پاوه ، شانسی برای رقابت ندارد. این یک مسئله جامعه شناسی شهری است. کامنت های موجود در سطح شبکه های اجتماعی به خوبی موید برخی مفاهیم بنیادین علمی است.

سرعت قطار کمپین بوجود آمده ، در شهر پاوه ، به حدی بود که واقعیت های جامعه شهری و روستایی را نادیده گرفت.

پاوه تنها در بخش های بالادستی و یا گویش اورامی خلاصه نمی شود. هزاران نفر در بخش های غربی و شرقی این شهر و نقاط روستایی اطراف و شهرهای دیگر ، ساکن اند که همبستگی خاصی با مرکز و حتی پیرامون ندارند.

در چنین حالتی ، رخدادهای مدرن ، در دام کنش های پنهان ، ناشی از پدیده ای عمیق و بنیادین که می توان آن را تحقیر شهری نام نهاد ، گرفتار می شوند و اینجاست که مفهومی علمی به نام جامعه شناسی خصومت شهری سر بر می آورد.

اگر بخواهیم خاستگاه چنین جنبشی را منظور کمپین حاضر در انتخابات  در بطن اصلی جامعه شهری و به نام آنچه که پاوه ای است ، بنگاریم ، چالش پیش روی آن ، باز شدن زخم هایی است ، که سال هاست نیاز به مداوا دارد.

ما نمی توانیم واقعیت را کتمان کنیم. کار ما تحلیل واقعیات بر اساس نتایج موجود است. واقعیت این است که جامعه پیرامونی از همنشینی با مرکز دچار آسیب گشته و از نظر علم روانشناسی در قالب مفاهیم جامعه شناسی شهری ، اشخاص هیچگاه تحقیر را فراموش نخواهند کرد و برآیند چنین تحقیری ، در قالب یک رخداد اجتماعی سر باز زده و نتایج موجود را رقم زده است.

پیام های موجود در بطن شبکه های اجتماعی به خوبی موید آن است. اما مسئله ای که حاشیه را به متهم نمودن مرکز سوق داده است ، اشتباه انکار ناپذیری است که با نگاهی واقع بینانه می توان ، طرف دیگر قضیه را به چالش کشید.هر چند خود مصاحبه شونده به این دسته بندی ها اعتقادی ندارد اما اگر همین دسته بندی را هم لحاظ کنیم این تحلیل های حاشیه و پیرامون ، زمانی درست و منطقی به نظر می رسد که حاشیه جذب نظام اقتصادی و اجتماعی شهر نشده باشد. اکثر ارکان شهر و پست های مهم و کلیدی و اداری دست گروه مدعی است و این چگونه حاشیه ای است که مرکز را به بیرون رانده است.

واقعیت این است نگاه سطحی نگر جامعه شهری ، مرکزی و پیرامونی ، مسبب سهم خواهی ها و مطالبات نه چندان با پشتوانه ای است که در نهایت به ضرر هر دو و در نهایت کل جامعه شهرستان خواهد بود. به نظر می رسد این پدیده نیازمند آسیب شناسی جدی است و به اعتقاد بنده ، چنین رخدادی در پاوه در حد یک شعاربوده و در عمل ،اصلا مصداق عینی و بیرونی به آن شکلی که در سایر شهرها هست ، وجود ندارد. این ادعا بر مبنای مباحث کلامی و تفکرات سطحی نگر ، به نظر بنده صرفا مصرف تبلیغاتی در بزنگاه های حساس تاریخی داشته و متاسفانه همواره به ضرر کل محدوده شهرستان و حتی اورامانات بوده است.

به خاطر اشراف به آمارهای شهرستان ،تحلیل های بعدی را در ادامه به این منطقه محدود خواهیم کرد. دومین نکته قابل تامل در رخدادن چنین شکستی ،عدم توجه به هرم سنی جمعیتی شهرستان پاوه است. بر اساس آمارنامه های سال ۹۰ ، میانه هرم یعنی اشخاصی که سن آنها بین ۱۵ تا ۴۵ سال دارند به تعداد ۱۷۴۴۶ زن و ۱۶۱۵۹ مرد و در مجموع ۳۳۶۰۵ نفر بسیار چشم گیر می باشد. به نظر می رسد کمپین بوجود آمده در شهر ، این جمعیت عظیم رای دهنده را نادیده گرفته است. این مسیله زمانی کاملا آشکار می شود که چهره های دعوت کننده به انتخابات در سطح شهرهایی از جمله نوسود و نودشه و همچنین فعالیت آنها ، چهرهایی مسن و بازنشسته با توان جذابیتی کمتر و دور از بافت عظیم سنی زیر ۴۵ سال بوده است.

نکته سوم اینکه ، از کل جمعیت شهرستان ۵۱ درصد در نقاط شهری و ۴۸ درصد در نقاط روستایی است. آمارهای حاصله از صندوق های روستاهای شهرستان به خوبی نمایانگر تمرکز فعالیت انتخاباتی در مراکز شهری و نادیده گرفتن و همراه نکردن نقاط روستایی بوده است.

از دستاوردها سخن به میان آوردید ، دست آوردی چنین شکستی چه خواهد بود؟

همانطور که در یاداشت سلام پاوه هم آمده بود ،بدون شک کسب آرای ۱۳۸۷۵رای در اورامانات برای آقای بیکامیری که کمتر از ۲ ماه است که وارد کارزار انتخابات شده اند، یک موفقیت بزرگ است که قطعا زمینه ساز توفیقات بزرگتری در آینده می شود . و نباید این موفقیت را با مطرح کردن مباحث حاشیه ای به بیراهه برد .

همبستگی خاص ایجاد شده قطعا بازخوردهایی خواهد داشت. کمپین ایجاد شده و فعالیت این چند هفته و زحمات بسیاری که کشیده شد ، را نمی توان نادیده گرفت. احساس بوجود آمده ناشی از بیست سال دوری گزینی اجتماعی و سیاسی که نه به نام یک کاندید ، بلکه به نام بخش بزرگی از جامعه شهری با مطالبات یک به یک پاسخ نیافته سر برآورده بود. شعارهای این چند روزه ، بحث های پیش آمده و سایر موارد به خوبی نمایانگر مطالبات عدیده این بخش مهم از جامعه شهری و روستایی پاوه است.

اما مسئله انتخابات در شهرستان پاوه ، نیازمند کار تشکیلاتی قوی و دراز مدت است. در نظر گرفتن نیروهای رادیکال به عنوان نیروهای خاموش اما تعیین کننده و اثر گذار ، احزاب سنتی موجود ، آسیب شناسی و رفع چالش های اجتماعی پیش رو و…، بخشی از مهمترین اصل ها ، در صعود احتمالی کاندید آتی شهرستان پاوه است.

برخی معتقدند اصلاح طلبان بودند که اینجا شکست خوردند و برخی هم از روز اول می گفتند که اصلاحات به همان مفهومی که می شناسیم در محدوده ما نمی تواند تاثیر گذار باشد.آیا شکست کاندید اصلاحات به نظر شما حاوی چنین پیامی نیست؟

مسئله اصلا اصلاح طلب یا اصولگرا نیست. به نظر شما آیا کارنامه اصلاح طلبان در بخش های توسعه شهری و منطقه ای مخصوصا در محدوده ما ، قابل تحسین است. نگاه اصلاح طلبان به کشور همواره همین بوده : آبادانی کویر به قیمتی نابودی اورامانات و امثالهم.

مثالی عرض کنم : اگر مجموعه مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری کشور ، که متشکل از وزیران دولت آقای روحانی است را در این دو سال ورق بزنیم ، همان نگاه به مرکز و تعریف طرح هایی است که حاشیه و منجمله اورامانات همواره از آن بی بهره بوده است.

در کتاب مجموعه مصوبات این شورا که توسط نشر پارسیا منتشر شده و در بخش پایانی آن که مربوط به دو سال اخیر است از کل ۳۰ صفحه آن ،بجز اصفهان ، شیراز ، مشهد و تهران و کرج حتی یک مورد از شهرهای دیگر اسمی برده نشده است.حتی نگاه پس از برجام و پروژه های پسا برجام هم ، در حوزه ریلی ، پتروشیمی و ناوگان هوایی بیشتر تشدید کننده همان نگاه اصلاح طلبی و در راس آنها کارگزاری و نگاه به مرکز است.

کافی است به آمار اشتغال کشور هم نگاهی بیندازیم.امسال ۵۰ درصد اشتغال کشور در تهران ایجاد شده است.وضعیت شهرنشینی نشان می دهد که کل کشور به نفع ۶ شهر دارد تخلیه می شود. این نگاه تمرکز گرا به شدت تشدید کننده مشکلات شهرهای بزرگ موجود هم ، هست. به نظر من و در حوزه ای که بنده در آن فعالیت دارم ، سیاست های توسعه ای شهری و منطقه و ملی آنچنان که باید ، نتوانسته است موثر و کارا باشد. دستاورد چنین نگاه تمرکز گرایانه ای آلودگی هوا ، مشکلات کالبدی و حاشیه نشینی های شهری ، فقر شهری و …. در شهرهای بزرگ هم هست و به نوعی کل کشور ضررمند شده است.به نظر می رسدکارنامه اصلاح طلبان نسبت به حاشیه کشور، کارنامه چندان قابل قبولی نیست تا کاندید مورد نظر آنها بتواند سایر معادلات محلی و منطقه ای را بر هم بزند.

همانطور که می دانید آقای شهاب نادری اکنون نماینده است. به عنوان یک فعال شهری آیا صحبت خاصی با ایشان دارید؟

انتخاب آقای شهاب نادری را تبریک می گویم و امیدوارم عملکردشان به گونه ای باشد که همواره منتخب مردم باشند. وقتی به جوانرود و ثلاث باباجانی قدم می گذاریم چهره “کرده واری” به قول عامه کاملا مشهود است.چهره ای محروم که بنده به عنوان یک هم نژادی و یک اوراماناتی امیدوارم آقای نادری ، پیگیر مطالبات آن بخش از سرزمینم باشد.در حوزه شهرستان پاوه و آنچه که راجع به آن کمی اشرافیت دارم ، کوتاه سخن اینکه ما دو مطالبه اساسی داریم. انتظار افکار عمومی از ایشان ، شعار و فرایندی به نام پیگیری نیست که همواره تنها عملکرد سایر نمایندگان بوده است. حق آبه از سد داریان و همچنین بازگشایی مرز به منظور رهایی از بن بست مکانی که منجر به بن بست اقتصادی و اجتماعی اورامانات و بالاخص پاوه بوده است خواسته و مطالبه مردمی است که سال هاست روی کاغذ مانده است و این دو مورد ، توسعه را به معنای فرگیر در محدوده رقم خواهد زد.

اما تحلیل شخصی بنده از آرای ایشان هم این است. به نظر می رسد شهاب نادری از پایگاه عمده ای در میان مردم برخوردار است. حالا مردم را اگرساکنان محدوده بدانیم.

از نظر نظریه سیستم ها ، وقتی عنصری دارای نفوذی قوی باشد تنها همان عنصر و شخص ، یعنی شهاب نادری می تواند ، خودش را حذف کند. باید قدری تامل کنیم. اورامانات نیاز به شخصی با توان چانه زنی و لابی گری قوی در جهت توسعه محدوده مورد نظر دارد. شخصی که سلسله مراتب اداری را بشناسد ، اشخاص صاحب نفوذ را به کار گیرد ، نخبه گرایی را در حد شعار و نوعی بازی با مردم نداند و در نهایت پیگیرجدی طرحها و مطالبات باشد.

تامین منافع جمعی خاص و در نهایت پیگیر شدن مسایل کم اهمیت ،نهایتا به قیمت کنار رفتن خود و از دست دادن پایگاهی بزرگ بوده که حتی در طول دوره انتخابات ، ده ها کاندید رد صلاحیت شده چنین کاری نتوانستند با ایشان بکنند.

سخن آخر

در طول این مصاحبه از برخی از افراد و جریان ها به ناچار سخن به میان آمد. بنده هیچ گونه مشکلی با افراد نامبرده ندارم و بسیاری از آنها از دوستان من هستند. از سال ۸۲ تاکنون در عرصه مسایل شهری و توسعه منطقه ای ، علاقمند به ارایه تحلیل بر اساس آمارهای موجود می باشم. هیچ انگیزه ای پشت این تحلیل هایم نبوده و نخواهد بود و آینده کاری بنده در بخش خصوصی خود گویای بسیاری مسایل است. همواره در طول این سال ها در معرض برخی قضاوت ها بوده ام منجمله داشتن انگیزه ای خاص در برخی نهادهای انتخابی. اما واقعیت این است که همواره علاقمند به تحلیل مسایل شهری از دیدگاه خود بوده و صرفا عملکرد شخصیت حقوقی افراد و آمارهای رسمی و مستندات موجود را مد نظر قرار داده ام. از سوی دیگر برخی از این مسایل و مشکلات ذکر شده ،گریبانگیر کل کشور بوده است.مشکلات مدیریت شهری تنها مختص شهرستان پاوه نیست و این پدیده تقریبا همه ارکان مدیریت شهری کشور را فرا گرفته است. به همین منظور محققان بسیاری در تحلیل وضعیت حاضر و کاستی های موجود سعی در مکتوب کردن و بازگو کردن واقعیات خواهند بود. این تحلیل هم مبرا از نقص نیست و به همین دلیل این مصاحبه ، قابل نقد می باشد.

گفتگو از یاور ازکات و فرهاد صالحی

با سپاس از شما

من هم از شما سپاسگذارم

دیدگاه شما